دستفروش

دمدمای عيد
پياده رو ی پر از دستفروش.
3 تا هزار تومن،
حراجه، حراجه،
فقط اين دوتا مونده خانم،
آتيش زدم به مالم....
مامورها می آيند،
دستفروشها جمع می کنند و
پخش می شوند.
اجناس در مغازه ها و تاکسی ها پنهان می شود.
پسربچه می خندد،
مغازه داران به تماشا می نشينند،
دختر جوان به فکر فرو می رود و
ماشين مامورها پر می شود.

خورشيد

/ 1 نظر / 3 بازدید

خورشیدک دلم خیلی براشون می سوزه خیلی از دستفروشها تمام زندگی شون همون چیزیه که دارن ..و با سختیها دست و پنجه نرم می کنند و لی ...