جان عشاق

همای اوج سعادت به دام ما افتد

اگر ترا گذری بر مقام ما افتد

حباب وار بر اندازم از نشاط کلاه

اگر ز روی تو عکسی به جام ما افتد

شبی که ماه مراد از افق شود طالع

بود که پرتو نوری به بام ما افتد

به بارگاه تو چون باد را نباشد بار

کی اتفاق مجال سلام ما افتد

چون جان فدای لبت شد خیال می بستم

که قطره ای ز زلالش به کام ما افتد

خیال زلف تو گفتا که جان وسیله مساز

کزین شکار فراوان به دام ما افتد

به ناامیدی از این در مرو بزن فالی

بود که قرعه دولت به نام ما افتد

زخاک کوی تو هر گه که دم زند حافظ

نسیم گلشن جان در مشام ما افتد

نگارینا دل و جانم ته داری

همه پیدا و نهانم ته داری

نمی دونم که این درد از که گیرم

همین دونم که درمانم ته داری

دوش می آمد و رخساره بر افروخته بود

تا کجا باز دل غمزده ای سوخته بود

رسم عاشق کشی و شیوه شهر آشوبی

جامه ای بود که بر قامت او دوخته بود

جان عشاق سپند رخ خود می دانست

و آتش چهره بدین کار بر افروخته بود

گر چه می گفت که زارت بکشم می دیدم

که نهانش نظری با من دلسوخته بود

کفر زلفش ره دین می زد و آن سنگین دل

در پیش مشعلی از چهره بر افروخته بود

.................................

 

 

/ 5 نظر / 3 بازدید
ی.ه.م

استاد چه کرده در اين آلبوم...وقتی اون نگارينا رو با صدای رسايش ميخونه مو به تنم سيخ ميشه...

احسان

این آلبوم و از وقتی که بهزاد بهم هدیه داد همیشه که شب می رفتم واسه ساخت خونه شمال در هزار چم و خود جاده 2000 گوش می دادم... تمام این آلبوم برای من جای جای جاده 2000 و تمام خاطرات خوب با دوستام در اون خونه و به همراه داره... نمیدونم کی میشه دوباره 2 شب اونجا رانندگی کنم و این آلبوم و گوش بدم یه گرازی، شغالی یا روباهی هم ببینیم....

ی.ه.م

احسان جان چاکریم...لطفا تشویق نفرمایید...

ی.ه.م

یادم رفت در پیغام قبلی بگم، اون موقعی که تو کار جلال همتی و آهنگ یه مرغ نازی داشتم ویگن بودی مت اشتیم به آهنگهای استاد گوش میدادیم. خوشبختانه با تلاشهای ما از این گمراهی نجات پیدا کردی و چهار تا آلبوم درست و حسابی از استاد گوش کردی وگر نه الان داشتی آهنگ گیتارو با خودت نبر شماعی زاده رو برامون نجوا میکردی.

احسان

آقا بهزاد در مقابل راهنمایی های شما به این جانب این جزو کوچکترین هاست... مخلصیم!