فردا و باز هم تكرار ديروزي ديگر

فردا يه دوست ديگه هم مي ره خارج

مي ره تا يه زندگي يه نو رو تجربه كنه
يه زندگي يه ديگه ....... يه كشور ديگه ..... و دوست هاي ديگه
نمي گم اگه يه دوست از پیشمون بره ... دنيا به هم مي ريزه
گردش خورشيد مختل مي شه
آسمون به زمين مي ياد و......
ولي....
دنياي كوچيك من و خيلي هاي ديگه تكون مي خوره
بخشي از شادي
بخشي از معناش
و بخشي از آسمون آبي اش رو از دست مي ده
مي گن هميشه بعد از آتش سوزي - وقتي كه يه دشت خيلي بزرگ به خاكستر
تبديل مي شه - وقتي كه فكر مي كني ديگه چيزي براي موندن نيست -
بارون مي باره
بارون مي ياد و دانه هايي كه سال ها زير زمين بودن و هرگز فرصت رشد پيدا نكردن در
اثر حرارت و كودي كه از درخت هاي سوخته ايجاد شده - آروم آروم به دنياي ما پا
مي زارن و دشت جديدي مي سازن....
دل هاي ما و سرنوشتمون مثل همين دشت ها مي مونه گاهي مي سوزه - انقدر
 كه فكر مي كني تمام شد ولي از خاكسترش يه دشت تازه نفس پديدار مي شه
 -كه زندس-كه جا داره براي دوباره ها رو تجربه كردن - براي زندگي جديد-
برای ساختن و ساخته شدن - مثل افسانه ي ققنوس -
مثل افسانه ي ما - مثل من - مثل تو - مثل ما
هميشه شاد باشيدو خندان
/ 2 نظر / 4 بازدید
خورشيد

خيلی قشنگ بود! :X‌ شايد اشکهامون همون بارونيه که ميگی. اگه اينجور باشه بايد به همین زودی ها منتظر جوونه زدن باشيم.

گلريز

الانم داره بارون مياد .. دلم برا همه اونايی که رفتن و همه اونايی که هستن تنگ شده...خيلی..