اینو دیروز تو رادیو شنیدم . دوسش داشتم :)

هیچوقت تو ادبیات فارسی به فرق بین بلبل و پروانه فکر نکرده بودم و اینکه هر دو نماد عشقند

ولی جاهایی که استفاده شدن با هم فرق داره . فکر کنم شعر برای جلال لاهیجی باشه .

نالیدن بلبل ز نوآموزی عشق است 

24.gif ور نه هرگز نشنیدیم ز پروانه صدایی .

/ 5 نظر / 3 بازدید
زهرا

با مزه بود ممنون هرکی بودی:)

بامزه !!!!‌ [سوال] [چشمک]

احسان

آقا ما کلی حال کردیم با این شعر! مصداق خیلی زیاد داره این روزها! دست نویسنده درد نکنه! فقط یه کم وزن شعر مشکل داره میزنه!

بهمن

جالب بود ... [لبخند]

متن قشنگي بود و با خوندن اين متن ياد شعر سعدي افتادم .. شبي ياد دارم كه چشمم نخفت شنيدم كه پروانه با شمع مي گفت كه من عاشقم گر بسوزم رواست تو را گريه و سوز باري چراست بگفت اي هوادار مسكين من برفت انگبين يار شيرين من چو شيريني از من بدر مي رود چو فرهادم آتش به سر مي رود همي گفت و هر لحظه سيلاب درد فرو مي دويدش به رخسار زرد كه اي مدعي عشق كار تو نيست كه نه صبر داري نه ياراي ايست تو بگريزي از پيش يك شعله خام من ايستاده ام تا بسوزم تمام تو را آتش عشق اگر پر بسوخت مرا بين كه از پاي تا سر بسوخت نرفتي زشب همچنان بهره اي بكه ناگه بكشتش پري چهره اي همي گفت و مي رفت دودش به سر همين است پايان عشق اي پسر ره اينست اگر خواهي آموختن به كشتن فرج يابي و سوختن .. ... و ...... مرسي بخاطر اين متن كه باعث شد يه مروري هم به شعر سعدي داشته باشيم ..[گل]