باید دل رو به دریا زد

ز صبح که پاشدم این تو ذهنمه و زمزمه می کنم حتی تو خیابون تو راه سرکار اومدن:

اون روزااااااا ما دلی داشتییییم
واسه غربت جونی داشتیم
واسه .... کسی بودیییم، کاری داشتیم، پایییییز و بهااااااری داشتیم
....
یکی آمد که حرف عشقو با ما زد
دل ترسوی ما هم دل به دریا زد
....
بابد پارو نزد ، وا داد
باید دل رو به دریا زد
.....

درستی غلطیش رو سیاوش قمیشی بازان بگن.

خورشید

/ 4 نظر / 7 بازدید

اون روزا ما دلی داشتیم. واسه بردن جونی داشتیم واسه مردن کسی بودیم کاری داشتیم پاییزو بهاری داشتیم کسی آمد که حرف عشقو با ما زد دل ترسوی ما هم دل به دریا زد. به یک دریای طوفانی دل ما رفته مهمانی چه دوره ساحلش از دور پیدا نیست یه عمری راه و در قدرت ما نیست باید پارو نزد وا داد باید دل رو به دریا داد خودش می بردت به هرجا دلش خواست به هرجا برد بدون ساحل همونجاس به امیدی که ساحل داره این دریا به امیدی که آروم میشه تا فردا به امیدی که این دریا فقط شاه ماهی داره به عشقی که نمی بینی شباشو بی ستاره دل ما رفته مهمانی به یک دریای طوفانی باید پارو نزد وا داد باید دل رو به دریا داد خودش می بردت به هرجا دلش خواست به هرجا برد بدون ساحل همونجاست

خورشید

مرسی که کامل کردی اینو جا انداختی خط 4 : تو سرا ما سری داشتیم عشقیو دلبری داشتیم

کاوا

آقا پیداش کردم ..... این خورشید داغون شده... خورشید جان چی شده دخترم ... بگو عمو جان ... اینجا نگی کجا بگی ؟؟؟؟

خورشید

ای بابا کاوا چی می گی ؟؟؟؟ من داغونم؟؟؟؟ وا !!!