دوستانی برای همیشه

 
نویسنده : - ساعت ۱٠:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱۱/۱
 
هميشه دوست داشتم يه بار اصل شاهنامه رو بخونم ... نه نثرش بلكه به همون صورت شعر
و حالا ...شاهنامه اينجاست ...توي دستهاي من
بزرگ شدن با همه ي سختيهاش زيبايي هاي زيادي هم داره ... يكيش شكل گرفتن و قوي شدن خرد و قدرت درك و استدلاله كه فكر مي كنم جدا" باعث غروره
يه جورايي به خودت افتجار مي كني وقتي مي فهمي چقدر عميق تر فكر مي كني و ديد جديدي داري ... حتما" مي پرسيد موضوع چيه؟؟؟
فردوسي و داستانهاي رستم و سهراب براي من كه از قبل از مدرسه  برام كتاب هاي نثرش رو مي خواندند چيز غريبي نيست ... اونموقع ها به فردوسي احترام مي ذاشتم چون به نظرم مردي بود با قوه ي تخيل غني
براي من با اون ذهن كوچولو - با اون تخيلات بچه گانه - مردي كه بتونه داستان هايي در مورد ديو و پري و قهرمان هايي به او ن بزرگي بگه جايگاه رفيعي داشت - اون موقع ها ستايشش مي كردم چون داستان هاي سرگرم كننده ي زيبايي گفته . اما حالا
حالا كه شروع به خوندن اصل كتاب كردم....
به نام خداوند جان و خرد
كزين برتر انديشه بر نگذرد
و سطر به سطر مي خونم و جلو مي رم . مي بينم با يك نويسنده ي داستان هاي حماسي رو به رو نيستم
با يك مبارز آشنا شدم كه مفاهيم ارزنده اي مثل خرد - عشق به خدا و ... رو در غالب داستان بيان مي كنه
فردوسي خود رستم - خود پهلوانه - پهلواني كه جلوي خرافات و جهالت و تحريف هاي ديني قد علم كرده اونم با چنان ظرافتي كه بي خرد داستان رو بگيره و خردمند درس زندگيش رو
و در نهايت زبان و فرهنگ پارسي رو هم از تاخت و تاز اعراب به دور نگه داره
حالا ديگه فردوسي - تو برام عزيز و محترمي نه به خاطر داستانهات بلكه براي افكار و جسارتت
شايد از اين به بعد كه تو خوندن كتاب جلوتر برم بحث رو بيشتر باز كنم
فعلال كمي از مقدمه ي كتاب شروع مي كنم.... همانطور كه مي دانيد كتاب با بيان صفات خدا شروع مي شه.....
خداوند نام و خداوند جاي
خداوند روزي ده رهنماي
******
و بعد به بحث در اين مورد مي رسه كه مگه خداوند آخر هر كمالي نيست مگه اون حد بالا نيست پس با چشم ظاهر و اين عقلي هم كه داري نمي توني به وصف و بندگیش اون جور که شایسته هست برسي . بهتره بجاي پیروی  كوركورانه و بدون تفکر به عقلت بچسبي و تو هر كاري فكر كني و سعي كني به
دانش و آگاهيت اضافه كني كه....
توانا بود هر كه دانا بود
ز دانش دل پير برنا بود
و بعد از اين بزرگترين پند -  حالا که خواننده رو به تفکر وا داشته و به کنایه بیان کرده که برای خواندن ادامه ی کتاب عقلت رو پیشاپیش خودت نگه دار - مقدمه ی شاهنامه  خطاب به خواننده ی عاقل خودش با اين بیت ها ادامه پيدا مي كنه.....
كنون اي خردمند وصف خرد
بدين جايگه گفتن اندر خورد
*****
بگو تا چه داري بيار از خرد
كه گوش نيوشيده زو بر خورد
*****
خرد بهتر از هر چه ايزدت داد
ستايش خرد را به از راه داد
*****
ازويت شادماني ازويت غم است
ازويت فزوني ازويت كم است
و به اينجا مي رسونه كه هر چي ما داريم و توی زندگی بهش می رسیم از نوع و حد خرد  ماست و خرد مثل چشم جان است و بي اون انگار دنيا رو با
چشم بسته به انتها برسوني.....
فكر مي كنم خيلي خيلي زياد شد و احتمالا ادامه دادنش خارج از حوصله می شه
دوست دارم ادامه بدم . تا ببينم چي مي شه.....
هميشه شاد باشيد و خندان
1385/11/1 نسترن

 
comment نظرات ()