دوستانی برای همیشه

 
نویسنده : - ساعت ٤:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٦/۳
 

فرازی از داستان "آتش بدون دود" اثر: نادر ابراهیمی

این داستانی تاریخیست که تازه شروع به خوندنش کردم ... یه کتاب 8 جلدی بسیار گیرا در مورد زندگی قبایل ترکمن درعهد قاجار البته فعلا جلد یک رو دارم می خونم ... راستش وقتی این تیکش رو میخواستم براتون بنویسم دوس داشتم تمام کتاب رو بنویسم ولی افسوس که نمیشه!  

"از عشق سخن باید گفت، همیشه از عشق سخن باید گفت ... عشق در لحظه پدید می‌آید، دوست داشتن، در امتداد زمان.  اين اساسی ترین تفاوت میان عشق و دوست داشتن است. عشق معیارها را در هم می ریزد، دوست داشتن بر پایه معیارها بنا میشود. عشق ناگهان و ناخواسته شعله میکشد. دوست داشتن از شناختن و خواستن سر چشمه می‌گیرد. عشق قانون نمی شناسد، دوست داشتن اوج احترام به مجموعه ای از قوانین عاطفیست. عشق فوران می کند – چون آتشفشان و شره می کند، چون آبشاری عظیم. دوست داشتن جاری می شود چون رودخانه ای بر بستری با شیب نرم. عشق ویران کردن خویشتن است. دوست داشتن ساختنی عظیم. عشق دق الباب نمی کند مودب نیست حرف شنو نیست درس خوانده نیست درویش نیست حسابگر نیست سر به زیر نیست مطیع نیست ... عشق دیوار را باور نمیکند، کوه را باور نمیکند، گرداب را باور نمیکند، زخم دهان باز کرده را باورنمیکند، مرگ را باور نمیکند .... عشق در وهلة پیدایی دوست داشتن را نفی میکند، نادیده می گیرد، پس میزند، له میکند و میگذرد. دوست داشتن نیز ناگزیر در امتداد زمان عشق را دود میکند و به آسمان می فرستد . چون خاطره ای حرام فرشته ای نگهبان بر آن میگمارد. عشق سحر است. دوست داشتن باطل السحر. عشق و دوست داشتن از پی هم می‌آیند. اما هرگز در یک خانه منزل نمی کنند. عشق انقلاب است، دوست داشتن اصلاح. میان عشق و دوست داشتن هیچ نقطه مشترکی نیست. از دوست داشتن به عشق میتوان رسید و از عشق به دوست داشتن. اما به هر حال این حرکت از خود به خود نیست. از نوعی به نوعیست. از خمیره ای به خمیره ای و فاصله ای ابدیست میان عشق و دوست داشتن که برای پیمودن این فاصله یا باید پرید یا باید فرو چکید. "


 
comment نظرات ()